wordlessly

word·less·ly/ˈwɜːrdlɪsli/
wordlesswithout words-lyadverb suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): wordlessposition (جایگاه): end

قید — بدون کلام

بدون کلامبی‌صدا

به گونه‌ای که از کلمات استفاده نمی‌کند؛ به طور بی‌صدا

in a way that does not use words; silently

«او بی‌کلام در تأیید سر تکان داد.»

She nodded wordlessly in agreement.

«او بی‌صدا از اتاق خارج شد.»

He left the room wordlessly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
silentlyسکوت‌کنان

متداول. بر نبود صدا تأکید دارد، در بسیاری از موارد جایگزین است.

Common. Emphasizes absence of sound, interchangeable in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000