worthless

worth·less/ˈwɜːrθləs/
worthvalue or merit-lesswithout; lacking
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): worthlessersuperlative (عالی): worthlessest

صفت — بی‌ارزش

بی‌ارزشبی‌فایده

بی‌ارزش و بی‌فایده.

Having no value or usefulness.

«این اسباب‌بازی قدیمی الان بی‌ارزش است.»

This old toy is worthless now.

«تلاش‌های او بدون کمک بی‌فایده بود.»

His efforts were worthless without support.

تفاوت با واژه‌های مشابه
valuelessبی‌ارزش

رسمی. مترادف مستقیم، بیشتر برای چیزهایی که ارزش مالی یا کلی ندارند استفاده می‌شود.

Formal. Direct synonym used mainly for things lacking monetary or general value.

uselessبی‌فایده

روزمره. بر فقدان کاربرد عملی تأکید دارد؛ وقتی به کارکرد اشاره دارد می‌تواند جایگزین worthless شود.

Everyday. Emphasizes lack of practical use; can replace worthless when referring to function.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000