write the book

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/raɪt ðə bʊk/
phrase (عبارت)informal

عبارت — استادِ آن کار بودن

استادِ آن کار بودنمرجعِ اصلی بودن

یعنی در موضوعی مرجع و صاحب‌نظرِ اصلی بودن؛ معمولاً با on something به کار می‌رود.

To be the leading authority on a subject, usually in the phrase write the book on something.

«او در طراحی موزه واقعاً مرجع اصلی است.»

“She wrote the book on museum design.”

«از عمر بپرس؛ او در گشایش‌های شطرنج استاد است.»

“Ask Omar; he wrote the book on chess openings.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000