yamp

/jæmp/
verb (فعل)informalpast (گذشته): yampedpast participle (مفعولی): yamped-ing (حال): yamping3rd (سوم): yamps

فعل — پارس کردن تیز

پارس کردن تیزغرغر کردن

صدای بلند، خشن یا آزاردهنده ایجاد کردن؛ به شکلی تیز پارس یا ناله کردن.

To make a loud, rough, or unpleasant noise; to bark or yelp sharply.

«سگ به شدت و با صدای بلند پارس کرد.»

The dog yamped loudly at the stranger.

«او بعد از زمین خوردن با صدای تیز ناله کرد.»

She yamped in pain after the fall.

تفاوت با واژه‌های مشابه
yelpناله کوتاه

روزمره. به صدای کوتاه و تیز، معمولاً از حیوانات اشاره دارد؛ مشابه yamp.

Everyday. Refers to a short, sharp cry, often from animals; similar in meaning and usage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000