yank

/jæŋk/
verb (فعل)commonpast (گذشته): yankedpast participle (مفعولی): yanked-ing (حال): yanking3rd (سوم): yanks

فعل — کشیدن ناگهانی

کشیدن ناگهانیکَنَدَن

به سرعت و با زور چیزی را کشیدن

To pull something suddenly and forcefully

«او در را ناگهانی باز کرد.»

He yanked the door open.

«او سیم را کشید تا چراغ را خاموش کند.»

She yanked the cord to turn off the lamp.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pullکشیدن

متداول. واژه‌ای کلی برای وارد کردن نیرو به چیزی برای حرکت دادن.

Common. General term for exerting force to move something.

tugکِشیدن

غیررسمی. تأکید بر کشیدن‌های مکرر یا قوی دارد که معمولاً کمتر ناگهانی است.

Informal. Emphasizes repeated or strong pulling, usually less sudden than yank.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000