در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
که هر سال یک بار اتفاق میافتد؛ سالانه.
Happening once every year; annual.
«جلسه سالانه ما برای ماه دسامبر برنامهریزی شده است.»
“Our yearly meeting is scheduled for December.”
«آنها هر سال پاداشی در محل کار دریافت میکنند.»
“They receive a yearly bonus at work.”
رسمی. معادل yearly است، در زمینههای رسمی، گزارشها یا رویدادها استفاده میشود.
Formal. Synonymous with yearly, used in official contexts, reports, or events.
هر سال یک بار؛ سالانه.
Once every year; annually.
«مالیاتها به صورت سالیانه پرداخت میشوند.»
“The taxes are paid yearly.”
«او هر سال به زادگاهش سفر میکند.»
“He visits his hometown yearly.”