yellowy

yel·lo·wy/ˈjɛloʊi/
yellowcolor yellow-ysomewhat / having qualities of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more yellowysuperlative (عالی): most yellowy

صفت — زردرنگ

زردرنگزرد مایل

تا حدی زردرنگ یا مایل به زرد.

Somewhat yellow in color.

«برگ‌های زردرنگ نشانه‌های زودهنگام پاییز را نشان دادند.»

The yellowy leaves showed early signs of autumn.

«او لباسی مایل به زرد به مهمانی پوشید.»

She wore a yellowy dress to the party.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000