در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک شهر بندری مهم در شمال شرقی اسکاتلند که به خاطر ساختمانهای گرانیتیاش و به عنوان مرکزی برای صنعت نفت دریای شمال شناخته میشود.
A major port city in northeast Scotland, known for its granite buildings and as a center for the North Sea oil industry.
«آبردین اغلب 'شهر گرانیت' نامیده میشود.»
“Aberdeen is often called the 'Granite City'.”
«او برای یک کنفرانس کاری به آبردین پرواز کرد.»
“She flew to Aberdeen for a business conference.”
نژادی از گاوهای گوشتی سیاه، مقاوم و بیشاخ که اصالتاً از آبردینشایر اسکاتلند هستند.
A breed of hardy, hornless black beef cattle, originally from Aberdeenshire, Scotland.
«گاوهای آبردین آنگوس به خاطر گوشتشان ارزشمند هستند.»
“Aberdeen Angus cattle are prized for their meat.”
«او در مزرعهاش گاو آبردین پرورش میدهد.»
“He raises Aberdeen cattle on his farm.”