abed

a·bed/əˈbɛd/
a-inbedbed
adverb (قید)archaic

قید — روی تخت

روی تختبستری

در یا روی تخت، معمولاً به معنی بستری بودن به دلیل بیماری.

In or on a bed, usually referring to being confined to bed due to illness.

«او تمام روز را به دلیل آنفولانزا در تخت ماند.»

He stayed abed all day because of the flu.

«او پس از عمل جراحی بستری بود.»

She was abed after surgery.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bedriddenبستری‌شده

رسمی. به‌طور خاص به معنی بستری بودن به خاطر بیماری است، شبیه abed ولی اغلب شدیدتر.

Formal. Specifically means confined to bed due to illness, similar but often more severe than abed.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000