up

/ʌp/
1adverb (قید)common

قید — بالا

بالابه بالافوق

حرکت به سمت بالا یا جایگاه بالاتر.

Moving or directed toward a higher position or place.

«او به آسمان نگاه کرد.»

She looked up at the sky.

«او با احتیاط از نردبان بالا رفت.»

He climbed up the ladder carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aboveبالا

رسمی. وقتی موقعیت بالاتر را نشان می‌دهد جایگزین up می‌شود، اما up معمولاً حرکت را هم می‌رساند، پس همیشه جایگزین نیست.

Formal. Can replace 'up' when indicating position higher than something, but 'up' can also imply motion, so not always interchangeable. E.g. 'the bird flew above' is formal; 'the bird flew up' shows motion.

higherبالاتر

متداول. در مقایسه جایگزین up می‌شود اما کمتر برای حرکت فیزیکی استفاده می‌شود.

Common. Can replace 'up' in comparisons about position but less used for physical movement. 'He climbed higher' vs. 'He climbed up'.

متضادها
2preposition (حرف اضافه)common

حرف اضافه — بالا

بالابه سمت بالا

به سمت جایگاه یا مکان بالاتر.

To or toward a higher place or position.

«تابلو روی دیوار نصب شده است.»

The picture hangs up on the wall.

«او دستش را بالا برد.»

He raised his hand up.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aboveبالا

رسمی. وقتی مکان بالاتر را نشان می‌دهد جایگزین up می‌شود.

Formal. Can replace 'up' when indicating physical location higher than reference point.

متضادها
3adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): uppersuperlative (عالی): uppermost

صفت — بالا

بالابرافراشتهافزایش یافته

در موقعیت بالاتر یا حالت افزایشی.

In an elevated position or increased state.

«پرچم روی میله برافراشته است.»

The flag is up on the pole.

«قیمت‌ها امسال بالا رفته‌اند.»

Prices are up this year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
raisedبالا برده شده

متداول. اغلب معنای بلند شده یا بالا رفته دارد و گاهی با up قابل جایگزینی است.

Common. Means physically lifted or elevated, often interchangeable with 'up' in some contexts. E.g. 'the up hand' vs 'raised hand'.

متضادها
4verb (فعل)informalpast (گذشته): uppedpast participle (مفعولی): upped-ing (حال): upping3rd (سوم): ups

فعل — بالا بردن

بالا بردنافزایش دادن

بالا بردن یا افزایش دادن چیزی.

To increase or raise something.

«آن‌ها قیمت بلیت‌ها را افزایش دادند.»

They upped the price of tickets.

«او بازی‌اش را بهتر کرد تا برنده شود.»

He uped his game to win.

تفاوت با واژه‌های مشابه
raiseبالا بردن

رایج/رسمی. اغلب در عبارات ترکیبی با up معادل raise است.

Common/formal. Often interchangeable with 'up' in phrasal verbs, e.g., 'up prices' means raise prices.

متضادها
5adverb (قید)common

قید — تمام

تمامکاملتمام شده

کامل یا تمام شده، معمولاً نشان‌دهنده اتمام یا استفاده کامل از چیزی است.

Completely or finished, often indicating something has ended or been used up.

«آن‌ها بطری را کاملاً نوشیدند.»

They drank the bottle up.

«او تمام انرژی‌اش را به کار برد.»

He used up all his energy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
allتمام

متداول. در برخی اصطلاح‌ها مثل use up یا drink up قابل جایگزینی است.

Common. Can replace 'up' in some idiomatic uses like 'use up' or 'drink up'.

completelyکاملاً

رسمی. گاهی به عنوان تأکید به جای up به کار می‌رود.

Formal. Sometimes interchangeable with 'up' as an intensifier.

متضادها
6adverb (قید)common

قید — به بالا

به بالابه سمت بالا

به سمت عدد، سطح یا نرخ بالاتر.

Towards a higher number, level, or rate.

«دمای هوا هفته گذشته بالا رفت.»

Temperatures went up last week.

«فروش این فصل رو به افزایش است.»

Sales are moving up this quarter.

تفاوت با واژه‌های مشابه
increasinglyبه طور افزایشی

رسمی. وقتی روند افزایشی را نشان می‌دهد جایگزین up می‌شود.

Formal. Can replace 'up' when describing trends or increments.

متضادها
7phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — بهبود دادن

بهبود دادنافزایش دادن

بهبود دادن یا افزایش تلاش و کیفیت.

To improve or increase effort or quality.

«باید بازی‌ات را بهتر کنی تا برنده شوی.»

You need to up your game to win.

«برای پاسخ به تقاضا تولید را افزایش دادند.»

They upped production to meet demand.

تفاوت با واژه‌های مشابه
improveبهبود دادن

متداول. زمانی که منظور بهتر شدن یا افزایش عملکرد است جایگزین می‌شود.

Common. Sometimes interchangeable when meaning 'up your performance'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000