adjective (صفت)literary
صفت — سالم
سالمبدون آسیب
آسیب ندیده یا نابود نشده؛ سالم و دست نخورده.
Not damaged or destroyed; intact.
«کشتی پس از طوفان سالم ماند.»
“The ship remained unwrecked after the storm.”
«ماشینهای سالم بعد از تصادف نادر بودند.»
“Unwrecked cars were rare after the accident.”