unworn

un·worn/ʌnˈwɔrn/
un-negationworndamaged or used by wear and tear
adjective (صفت)common

صفت — نو

نواستفاده نشده

استفاده نشده یا مستهلاک نشده؛ نو یا در وضعیت بی‌نقص.

Not used, damaged, or worn out; brand new or in perfect condition.

«کفش‌های استفاده نشده هنوز برچسب داشتند.»

The unworn shoes still had their tags.

«او یک کت نو برای فروش عرضه کرد.»

He offered an unworn jacket for sale.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000