در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
از کار افتادن یا درست عمل نکردن.
To stop functioning or fail to operate properly.
«دستگاه ناگهان از کار افتاد.»
“The machine suddenly unworked.”
«طرح به علت خطاها به نتیجه نرسید.»
“The plan unworked due to errors.”
رایج. میتواند شکست کلی را بیان کند ولی unwork فقط به عملکرد اشاره دارد.
Common. Can imply broader failure, while 'unwork' focuses on not functioning.