unwinnable

un·win·na·ble/ʌnˈwɪnəbəl/
un-notwinto achieve victory-ablecapable of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more unwinnablesuperlative (عالی): most unwinnable

صفت — غیرقابل پیروزی

غیرقابل پیروزینابردنیمحکوم به شکست

غیرقابل پیروزی؛ محکوم به باخت.

Impossible to win; destined to lose.

«جنگ از همان ابتدا غیرقابل پیروزی بود.»

The war was unwinnable from the start.

«او با نبردی غیرقابل پیروزی در برابر بوروکراسی روبرو شد.»

She faced an unwinnable battle against the bureaucracy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hopelessناامیدکننده

رایج. 'ناامیدکننده' می‌تواند وضعیتی را توصیف کند که موفقیت در آن غیرممکن است، اما همچنین بار عاطفی قوی‌تری از یأس را به همراه دارد. 'یک نبرد غیرقابل پیروزی' بر غیرممکن بودن پیروزی تمرکز دارد، در حالی که 'یک وضعیت ناامیدکننده' می‌تواند هر شرایط وخیمی را توصیف کند. یک بازی می‌تواند غیرقابل پیروزی باشد بدون اینکه برای رفاه کلی بازیکن ناامیدکننده باشد.

Common. 'Hopeless' can describe a situation where success is impossible, but it also carries a stronger emotional connotation of despair. 'An unwinnable battle' focuses on the impossibility of victory, while 'a hopeless situation' can describe any dire circumstance. A game can be unwinnable without being hopeless for the player's overall well-being.

futileبیهوده

رسمی. 'بیهوده' بر بی‌فایده بودن یک تلاش به دلیل عدم موفقیت تأکید دارد. در حالی که 'unwinnable' به طور خاص در مورد پیروزی است، 'futile' برای هر تلاشی اعمال می‌شود. 'این یک بحث غیرقابل پیروزی بود' (نمی‌توانستید بحث را ببرید) در مقابل 'این یک تلاش بیهوده بود' (خود تلاش بی‌فایده بود).

Formal. 'Futile' emphasizes the pointlessness of an effort because it will not succeed. While 'unwinnable' is specifically about winning, 'futile' applies to any effort. 'It was an unwinnable debate' (you couldn't win the argument) vs 'It was a futile effort' (the effort itself was useless).

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000