unwisely

un·wise·ly/ʌnˈwaɪzli/
un-notwisehaving good judgment-lyin a specified manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): unwiseposition (جایگاه): end

قید — نابخردانه

نابخردانهغیرعاقلانهبی‌خردانه

به شکلی احمقانه یا بی‌احتیاطانه و نشان‌دهنده عدم قضاوت درست.

In a foolish or imprudent manner, showing a lack of good judgment.

«او نابخردانه تصمیم گرفت علائم هشدار را نادیده بگیرد.»

He unwisely chose to ignore the warning signs.

«او غیرعاقلانه تمام پس‌اندازش را در یک سرمایه‌گذاری پرخطر گذاشت.»

She unwisely invested all her savings in a risky venture.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foolishlyاحمقانه

رایج. اغلب با 'unwisely' قابل تعویض است، اما 'foolishly' بیشتر به معنای فقدان هوش یا عقل سلیم است، در حالی که 'unwisely' می‌تواند فقط به معنای یک تصمیم بد باشد. 'او احمقانه به سمت ترافیک دوید' نشان‌دهنده کمبود شدید عقل است، 'او نابخردانه تمام پولش را سرمایه‌گذاری کرد' نشان‌دهنده یک تصمیم بد است.

Common. Often interchangeable with 'unwisely', but 'foolishly' more strongly implies a lack of intelligence or common sense, whereas 'unwisely' can just mean a poor decision. 'He foolishly ran into traffic' implies a severe lack of sense, 'She unwisely invested all her money' implies a bad decision.

imprudentlyبی‌احتیاطانه

رسمی. از نظر معنی بسیار نزدیک به 'unwisely' است و اغلب، به خصوص در متون نوشتاری، قابل تعویض است. بر عدم احتیاط یا دوراندیشی تاکید دارد. 'او نابخردانه قرارداد را امضا کرد' در مقابل 'او بی‌احتیاطانه قرارداد را امضا کرد' تقریباً یکسان هستند، اما 'imprudently' کمی رسمی‌تر به نظر می‌رسد.

Formal. Very close in meaning to 'unwisely', often interchangeable, especially in written contexts. It emphasizes a lack of caution or foresight. 'He unwisely signed the contract' vs 'He imprudently signed the contract' are almost identical, but 'imprudently' feels slightly more formal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000