unwise

un·wise/ʌnˈwaɪz/
un-notwisehaving good judgment
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): unwisersuperlative (عالی): unwisest

صفت — نابخردانه

نابخردانهغیرعاقلانه

نداشتن قضاوت خوب؛ بی‌ملاحظه یا نادانسته.

Not showing good judgment; imprudent or foolish.

«نادانسته بود که هشدارها را نادیده گرفت.»

It was unwise to ignore the warnings.

«او انتخاب‌های مالی غیرعاقلانه داشت.»

He made unwise financial choices.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foolishنادان

معنای نزدیک و اغلب قابل جایگزین اما unwise کمی رسمی‌تر است.

Very close meaning, often used interchangeably but 'unwise' is slightly more formal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000