در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوشته نشده؛ وجود داشتن به صورت عرف یا سنت
Not recorded or expressed in writing; existing by custom or tradition.
«قوانین زیادی در جامعه وجود دارد که نوشته نشدهاند.»
“There are many unwritten rules in society.”
«قولهای او نوشته نشدند.»
“His promises remained unwritten.”
رسمی. به معنی ضمنی یا فهمیده شده بدون بیان صریح؛ مشابه ولی همیشه قابل جایگزینی نیست.
Formal. Means implied or understood without being stated; similar but not always substitutable.