در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
درون یا روی یک وسیله نقلیه مانند کشتی، هواپیما یا قطار
On, onto, or into a ship, aircraft, train, or other vehicle.
«به پرواز ۳۴۵ خوش آمدید.»
“Welcome aboard Flight 345.”
«ما سوار کشتی شدیم تا از دریاچه عبور کنیم.»
“We went aboard the ferry to cross the lake.”
روزمره. تا حد زیادی با 'aboard' وقتی منظور داخل وسیله نقلیه بودن است، قابل جایگزینی است. 'همه مسافران سوار باید بلیطهای خود را نشان دهند' درست است، اما 'او سوار قطار شد' برای عمل سوار شدن طبیعیتر به نظر میرسد.
Everyday. Largely interchangeable with 'aboard' when referring to being inside a vehicle. 'All passengers onboard must show their tickets' is fine, but 'He went aboard the train' sounds more natural for the act of getting on.
بر روی یا داخل یک وسیله نقلیه
On or into (a ship, aircraft, train, or other vehicle).
«کاپیتان ما را سوار کشتی خوشامد گفت.»
“The captain greeted us aboard the ship.”
«او دید که چمدانش را سوار هواپیما میکنند.»
“He saw his luggage loaded aboard the plane.”