onboard

on·board/ˌɒnˈbɔːrd/
on-positioned on or uponboarda flat, rigid surface or structure
1adjective (صفت)technical

صفت — روی وسیله نقلیه

روی وسیله نقلیهدرون کشتیدر هواپیما

موجود یا قرار گرفته روی کشتی، هواپیما یا وسیله نقلیه دیگر.

Located or situated on or within a ship, aircraft, or other vehicle.

«رایانه‌های درون هواپیما سیستم‌های پرواز را کنترل می‌کنند.»

The onboard computers control the flight systems.

«روی کشتی تفریحی رستورانی وجود دارد.»

There is an onboard restaurant on the cruise ship.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inboardداخل کشتی یا هواپیما

فنی/دریانوردی. فقط در مورد بخش‌های کشتی یا هواپیما جایگزین است — «موتور داخل» درست است ولی «موتور روی وسیله» نیست.

Technical/maritime. Interchangeable only in contexts of ships or aircraft parts — 'inboard engine' works but 'onboard engine' doesn't.

2adverb (قید)common

قید — روی وسیله

روی وسیلهدرون وسیله نقلیه

در حین حضور روی یا درون کشتی، هواپیما یا وسیله نقلیه.

While on or inside a ship, aircraft, or vehicle.

«از مسافران خواسته می‌شود تا زمانی که کشتی پهلو می‌گیرد، روی کشتی بمانند.»

Passengers are requested to stay onboard until the ship docks.

«مهندس در هنگام تعمیرات روی وسیله بود.»

The engineer worked onboard during the maintenance.

3verb (فعل)commonpast (گذشته): onboardedpast participle (مفعولی): onboarded-ing (حال): onboarding3rd (سوم): onboards

فعل — جذب کردن

جذب کردنوارد کردن به تیمهمکاری گرفتن

کسی را به تیم، سازمان یا پروژه‌ای وارد کردن و معمولاً آشنا یا آموزش دادن به او.

To bring someone onto a team, organization, or project, often to familiarize or train them.

«ما باید این هفته کارکنان جدید را وارد تیم کنیم.»

We need to onboard new employees this week.

«شرکت همه کارآموزان را با یک برنامه آموزشی ورودی می‌کند.»

The company onboards all interns with a training program.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recruitاستخدام کردن

رایج. معنی مشابه ولی رسمی‌تر و معمولاً برای استخدام‌های جدید است نه فقط آشنا کردن.

Common. Similar meaning but more formal and often for new hires rather than just introducing.

enlistجذب کردن

رسمی/کهنه. معمولاً مربوط به خدمت نظامی یا داوطلبانه است، کمتر برای تیم عادی به کار می‌رود.

Formal/old-fashioned. Usually related to military or voluntary service, less used for general team inclusion.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000