در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک وکیل یا حقوقدان، خصوصاً در کشورهای اسپانیاییزبان.
A lawyer or attorney, especially in Spanish-speaking countries.
«او برای مشاوره حقوقی در مکزیک با یک abogado مشورت کرد.»
“He consulted an abogado for legal advice in Mexico.”
«خانواده یک abogado را برای رسیدگی به پرونده ارث استخدام کردند.»
“The family hired an abogado to handle the inheritance case.”
رایج. اصطلاح عمومی برای کسی که وکالت میکند. در مفهوم کلی قابل تعویض است، اما 'abogado' به طور خاص به زمینههای اسپانیاییزبان اشاره دارد.
Common. A general term for someone practicing law. Interchangeable in a broad sense, but 'abogado' specifically refers to Spanish-speaking contexts.
رایج. وکیلی که صلاحیت دارد در جریان رسیدگیهای قانونی از موکلان دفاع کند. مشابه 'lawyer' اما میتواند به نمایندگی در دادگاه اشاره داشته باشد.
Common. A lawyer who is qualified to act on behalf of clients in legal proceedings. Similar to 'lawyer' but can imply courtroom representation.
(عامیانه) یک روش شوخطبعانه یا کنایهآمیز برای صدا زدن کسی به عنوان وکیل، اغلب به معنای اینکه او بیش از حد از نظر قانونی سختگیر است.
(Slang) A playful or ironic way to call someone a lawyer, often implying they are being overly legalistic.
«او وقتی که او شرایط دقیق توافقشان را نقل قول کرد، با شوخی گفت: «Abogado!»»
“"Abogado!" she teased when he quoted the exact terms of their agreement.”
«او همیشه قوانین را مطرح میکند؛ چقدر وکیلبازی درمیآورد.»
“He always brings up the rules; he's such an abogado.”