aborted

a·bor·ted/əˈbɔːr.tɪd/
ab-away or fromortto disappear or cease-edpast tense
adjective (صفت)common

صفت — مختل شده

مختل شدهناتمام

متوقف شده یا پیش از پایان با شکست مواجه شده، معمولاً درباره یک فرآیند یا تلاش.

Stopped or failed before completion, often referring to a process or attempt.

«ماموریت به‌خاطر هوای بد مختل شد.»

The mission was aborted due to bad weather.

«تلاش ناتمام برای بالا رفتن از کوه.»

An aborted attempt to climb the mountain.

تفاوت با واژه‌های مشابه
failedشکست خورده

متداول. به طور کلی به معنای ناموفق بودن؛ در بسیاری از زمینه‌ها قابل تعویض است.

Common. Generally means not successful; interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000