در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ایجاد شدن یا تبدیل شدن به آبسه، ناحیه متورم و عفونی بافت
Formed or developed an abscess, an infected swollen area of tissue
«زخم او آبسه کرد و نیاز به درمان داشت.»
“His wound abscessed and needed treatment.”
«دندان دچار آبسه شد و درد شدید ایجاد کرد.»
“The tooth abscessed causing severe pain.”
رایج. مرتبط ولی عفونت عمومیتر است، آبسه جمع شدن چرک است.
Common. Related but broader; abscess specifically means a collection of pus.