abrupt

a·brupt/əˈbrʌpt/
ab-away, offruptbreak
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more abruptsuperlative (عالی): most abrupt

صفت — ناگهانی

ناگهانیغیرمنتظرهبی‌مقدمه

ناگهانی و غیرمنتظره، معمولاً به‌شکلی که ممکن است ناگهانی یا بی‌ادبانه به نظر برسد.

Happening suddenly and unexpectedly, often in a way that seems rude or unpleasant.

«ترک کردن او ناگهانی و غیرمنتظره بود.»

His departure was abrupt and unexpected.

«او پاسخی بی‌مقدمه داد و از اتاق خارج شد.»

She gave an abrupt answer and left the room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
suddenناگهانی

رایج. زمانی که به سرعت بدون هشدار اشاره دارد، قابل جایگزینی است؛ مثلاً 'توقف ناگهانی' مانند 'توقف بی‌مقدمه' است. در محاوره روزمره استفاده می‌شود.

Common. Interchangeable when emphasizing quickness without warning; for example, 'a sudden stop' is like 'an abrupt stop'. Used in everyday contexts.

unexpectedغیرمنتظره

رایج. به معنای اتفاقی است که بدون پیش‌بینی می‌افتد. می‌تواند جایگزین 'abrupt' شود وقتی تمرکز بر تعجب است، اما 'abrupt' حس تندی یا بی‌ادبی را نیز دارد.

Common. Implies something happens without anticipation. Can replace 'abrupt' when focus is on surprise, but 'abrupt' also includes a tone of rudeness or sharpness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000