verb (فعل)formalpast (گذشته): accessedpast participle (مفعولی): accessed-ing (حال): accessing3rd (سوم): accesses
فعل — دسترسی پیدا کردن
دسترسی پیدا کردنوارد شدن
وارد شدن به مکانی یا دسترسی به دادهها یا اطلاعات.
Gained entrance to or obtained data or information.
«او از راه دور به پایگاه داده دسترسی پیدا کرد.»
“She accessed the database remotely.”
«فقط با کلید میتوان به اتاق دسترسی داشت.»
“The room can only be accessed with a key.”
تفاوت با واژههای مشابه
entered— وارد شد
رایج. واژه عمومی برای وارد شدن یا استفاده کردن از چیزی.
Common. General term for going into or using something.