actively

ac·tive·ly/ˈæktɪvli/
activeengaged in action-lyadverb form
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): activeposition (جایگاه): middle

قید — فعّالانه

فعّالانهبا فعالیت

به روشی که شامل حرکت فیزیکی یا تلاش باشد؛ با انرژی.

In a way that involves physical movement or effort; energetically.

«او به طور فعال در رویدادهای اجتماعی شرکت می‌کند.»

She actively participates in community events.

«آن‌ها فعالانه تلاش می‌کنند مهارت‌هایشان را بهبود بخشند.»

They actively work to improve their skills.

تفاوت با واژه‌های مشابه
energeticallyبا انرژی

مترادف نزدیک که تأکید بر تلاش یا حرکت پرانرژی دارد.

Close synonym emphasizing vigorous effort or movement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000