actively involved

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ac·tive·ly in·volved/ˈæktɪvli ɪnˈvɑːlvd/
activelywith energy or initiativeinvolvedengaged or connected
phrase (عبارت)common

عبارت — درگیر فعالانه

درگیر فعالانهمشارکت فعالانه

با انرژی و ابتکار در یک فعالیت یا وضعیت شرکت کردن.

Participating energetically and with initiative in an activity or situation.

«او در خدمات اجتماعی به‌طور فعال مشارکت داشت.»

He was actively involved in community service.

«داوطلبان به‌طور فعال در سازماندهی رویدادها شرکت دارند.»

The volunteers are actively involved in organizing events.

تفاوت با واژه‌های مشابه
engagedمشارکت‌کننده

رایج. هنگامی که به درگیری با ابتکار اشاره می‌شود، معمولاً قابل جایگزینی است.

Common. Often used interchangeably when describing involvement with initiative.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000