در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شناور بدون کنترل؛ بدون جهت یا هدف مشخص.
Floating without control; without direction or purpose.
«قایق در اقیانوس بیهدف شناور بود.»
“The boat was adrift in the ocean.”
«بعد از فارغالتحصیلی او بدون برنامه سرگردان بود.»
“After graduation, he felt adrift without a plan.”
رایج. مشابه است ولی معمولا گمشده به معنای گیج بودن است؛ adrift تأکید بر نداشتن جهت دارد.
Common. Similar but often implies being confused; adrift emphasizes lack of direction.