adroitly

a·droit·ly/əˈdrɔɪtli/
adroitskillful; clever-lyadverb suffix, meaning in a manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): adroitposition (جایگاه): end

قید — ماهرانه

ماهرانهحرفه‌ای

به شیوه‌ای ماهرانه و باهوشانه.

In a skillful and clever way.

«او موقعیت را به‌طرز ماهرانه‌ای مدیریت کرد.»

She handled the situation adroitly.

«وب‌سایت با طراحی ماهرانه کاربران زیادی جذب می‌کند.»

The adroitly designed website attracts many users.

تفاوت با واژه‌های مشابه
skillfullyماهرانه

رایج. مترادف نزدیک با تمرکز بر مهارت در انجام کارها.

Common. Close synonym focusing on expertise in actions.

cleverlyباهوشانه

رایج. نشان‌دهنده هوشمندی در روش یا رویکرد است.

Common. Indicates cleverness in approach or method.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000