در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شیوهای ماهرانه و باهوشانه.
In a skillful and clever way.
«او موقعیت را بهطرز ماهرانهای مدیریت کرد.»
“She handled the situation adroitly.”
«وبسایت با طراحی ماهرانه کاربران زیادی جذب میکند.»
“The adroitly designed website attracts many users.”
رایج. مترادف نزدیک با تمرکز بر مهارت در انجام کارها.
Common. Close synonym focusing on expertise in actions.
رایج. نشاندهنده هوشمندی در روش یا رویکرد است.
Common. Indicates cleverness in approach or method.