در حال آمادهسازی واژه...
بدون تب بودن.
Not having a fever.
«بیمار بدون تب و حالش پایدار است.»
“The patient is afebrile and stable.”UKUS
«در معاینه تب نداشت.»
“She was afebrile upon examination.”UKUS
اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.
0/2000