afar

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

a·far/əˈfɑːr/
adverb (قید)formal

قید — از دور

از دوردور

از دور یا در فاصله زیاد مکانی یا زمانی.

From or at a great distance in space or time.

«کوه‌ها از دور زیبا به نظر می‌رسیدند.»

The mountains looked beautiful from afar.

«او می‌توانست از دور چراغ‌های شهر را ببیند.»

He could see the city lights afar.

تفاوت با واژه‌های مشابه
distantlyدور

رسمی. عمدتاً در زمینه‌های ادبی جایگزین afar می‌شود و در صحبت روزمره کمتر رایج است.

Formal. Can replace 'afar' mainly in literary contexts to indicate something at a distance, but less common in everyday speech.

farدور

رایج. در بسیاری از موارد می‌توان به جای afar استفاده کرد اما afar رسمی‌تر و شاعرانه‌تر است.

Common. Interchangeable with afar in many contexts, but 'afar' is more poetic or formal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000