aggrieved

ag·grieved/əˈɡriːvd/
ag-to, towardgrievecause sorrow
adjective (صفت)formal

صفت — ناراحت

ناراحترنجیده

احساس رنجش یا بی‌عدالتی به دلیل برخورد نادرست یا غیرمنصفانه.

Feeling resentment or injustice due to being wronged or unfairly treated.

«او از آن تصمیم رنجیده بود.»

She felt aggrieved by the decision.

«کارگران از کاهش حقوق ناراضی بودند.»

The workers were aggrieved about the pay cut.

تفاوت با واژه‌های مشابه
resentfulرنجیده

بیانگر تلخی نسبت به برخورد ناعادلانه؛ مشابه است.

Expresses bitterness about unfair treatment; similar in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000