aground

a·ground/əˈɡraʊnd/
a-on, atgroundearth, land
adjective (صفت)common

صفت — گیر کرده روی زمین

گیر کرده روی زمینروی خشکی مانده

کشتی‌ای که روی بستر دریا یا ساحل گیر کرده و نمی‌تواند حرکت کند.

Describes a ship that is stuck on the seabed or shore and cannot move.

«کشتی در جریان طوفان روی خشکی گیر کرد.»

The ship went aground during the storm.

«آنها تلاش کردند قایق گیر کرده روی زمین را آزاد کنند.»

They tried to free the boat aground.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000