airworthy

air·wor·thy/ˈɛərwɜːrði/
airairworthyfit or suitable
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more airworthysuperlative (عالی): most airworthy

صفت — قابل پرواز

قابل پروازایمن برای پرواز

مناسب برای پرواز؛ ایمن و قابل استفاده در پرواز.

Fit to fly; safe and suitable for flight.

«خلبان قبل از برخاستن اطمینان حاصل کرد که هواپیما قابل پرواز است.»

The pilot checked that the plane was airworthy before takeoff.

«نگهداری دوره‌ای باعث می‌شود هواپیما همیشه قابل پرواز باقی بماند.»

Routine maintenance ensures the aircraft stays airworthy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flyableقابل پرواز

فنی. به معنای مناسب برای پرواز است و در زمینه هوانوردی با «airworthy» قابل تعویض است.

Technical. Means suitable for flying, interchangeable with 'airworthy' in aviation contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000