alive and kicking

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

a·live and kick·ing/əˈlaɪv ænd ˈkɪkɪŋ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — زنده و سرحال

زنده و سرحالهنوز فعال و پابرجا

با وجود انتظار دیگران، هنوز زنده، فعال و سرحال بودن.

Still alive, active, and in good condition despite expectations otherwise.

«آن مغازهٔ قدیمی هنوز فعال و پابرجاست.»

The old shop is alive and kicking.

«بعد از عمل، او زنده و سرحال بود.»

After surgery, he was alive and kicking.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000