all right

/ɔːl ˈraɪt/
1adjective (صفت)common

صفت — خوب

خوبمناسبقابل قبول

مناسب یا رضایت‌بخش از نظر کیفیت یا وضعیت.

Acceptable or satisfactory in quality or condition.

«آیا همه چیز برای تو خوب است؟»

Is everything all right with you?

«نتایج قابل قبول هستند، ولی کامل نیستند.»

The results are all right, but not perfect.

تفاوت با واژه‌های مشابه
okayخوب

رایج. در موقعیت‌های غیررسمی به‌جای all right برای معنی رضایت‌بخش به‌کار می‌رود.

Common. Interchangeable with 'all right' in informal situations to mean satisfactory.

fineخوب

رایج. برای بیان وضعیت رضایت‌بخش، معمولاً قابل تعویض با all right است.

Common. Used to express satisfactory condition, often interchangeable with 'all right'.

متضادها
2adverb (قید)common

قید — باشه

باشهخوبه

برای نشان دادن موافقت یا رضایت به کار می‌رود.

Used to indicate agreement or satisfaction.

«باشه، بهت در انجام تکالیفت کمک می‌کنم.»

All right, I'll help you with your homework.

«اشکالی ندارد اگر دیر بیایم؟»

Is it all right if I come late?

تفاوت با واژه‌های مشابه
okayباشه

خیلی رایج. به‌طور غیررسمی برای موافقت و پذیرش به‌جای all right به‌کار می‌رود.

Very common. Used casually to express agreement or acceptance, equivalent to 'all right'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000