alphabetised

alph·a·bet·ised/ˈæl.fəˌbɛt.aɪzd/
alphabeta set of letters-iseto make or become-edpast tense
adjective (صفت)common

صفت — مرتب شده بر اساس الفبا

مرتب شده بر اساس الفبادسته‌بندی شده بر اساس الفبا

به ترتیب حروف الفبا مرتب شده

arranged in alphabetical order

«فهرست برای دسترسی آسان به ترتیب الفبا مرتب شده بود.»

The list was alphabetised for easy reference.

«پرونده‌ها بر اساس نام خانوادگی الفبایی شده بودند.»

Files were alphabetised by last name.

تفاوت با واژه‌های مشابه
alphabeticalالفبایی

رایج. برای توصیف فهرست‌هایی که بر اساس الفبا مرتب شده‌اند استفاده می‌شود و با alphabetised قابل تعویض است.

Common. Used to describe lists or items ordered according to the alphabet, interchangeable with alphabetised.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000