animus

an·i·mus/ˈænɪməs/
noun (اسم)formal

اسم — کینه

کینهدشمنیخصومت

احساس کینه یا دشمنی نسبت به کسی یا چیزی.

A feeling of hostility or ill will toward someone or something.

«بین دو رقیب دشمنی آشکار بود.»

There was clear animus between the two rivals.

«دشمنی او نسبت به شرکت پس از اخراج‌ها افزایش یافت.»

His animus toward the company grew after the layoffs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hostilityخصومت

رسمی. برای احساس یا رفتارهای مخالفت و دشمنی به کار می‌رود، در بسیاری از موقعیت‌های جدی قابل جایگزینی است اما در مکالمه روزمره کمتر یافت می‌شود.

Formal. Used broadly for feelings or actions of opposition or enmity, interchangeable in many serious contexts but less common in casual speech.

antipathyدشمنی

رسمی/ادبی. احساس شدید ناخوشایندی یا مخالفت که معمولاً ریشه‌دار است، گاهی جایگزین animus می‌شود اما بیشتر درباره نفرت شخصی است.

Formal/literary. Strong feeling of dislike or opposition, often deep-rooted. It can sometimes substitute animus but is more about personal dislike.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000