در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
جفت اندامهای حسی در سر حشرات یا دستگاههایی برای دریافت امواج رادیویی
Pair of sensory organs on the heads of insects or devices for receiving radio waves
«آنتنهای حشره بوها را شناسایی میکنند.»
“The insect's antennae detect scents.”
«آنتنهای تلویزیون نیاز به تنظیم دارند.»
“The TV antennae need adjustment.”