در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مادهای که جلوی لخته شدن خون را میگیرد.
A substance that prevents blood from clotting.
«بعد از جراحی به او داروی ضدانعقاد تجویز کردند.»
“He was prescribed an anticoagulant after the surgery.”
«ضد انعقادها به پیشگیری از سکته کمک میکنند.»
“Anticoagulants help prevent strokes.”