approximal

ap·prox·i·mal/əˈprɒksɪməl/
approximatenear, close to
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more approximalsuperlative (عالی): most approximal

صفت — تقریباً

تقریباًنزدیک به

نزدیک به مقدار یا موقعیت دقیق؛ تقریبی.

Close to the exact amount or position; approximate.

«مقدار تقریبی بین ۱۰ و ۱۲ بود.»

The approximal value was between 10 and 12.

«اندازه‌گیری‌های تقریبی در کار میدانی رایج‌اند.»

Approximal measurements are common in fieldwork.

تفاوت با واژه‌های مشابه
approximateتقریبی

رایج. در متون علمی معمولاً به جای approximal استفاده می‌شود.

Common. Often used interchangeably with 'approximal' in scientific contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000