arraignment

ar·rain·ment/əˈreɪnmənt/
ar-toraigncall to court-mentnoun suffix
noun (اسم)formalplural (جمع): arraignments

اسم — دادگاه تفهیم اتهام

دادگاه تفهیم اتهامتفهیم اتهام

روال دادگاهی که متهم رسماً به اتهام متهم و برای پاسخ دادن دعوت می‌شود.

A court procedure where a defendant is formally charged and asked to plead.

«تفهیم اتهام متهم برای دوشنبه برنامه‌ریزی شده بود.»

The defendant’s arraignment was scheduled for Monday.

«او بدون وکیل در جلسه تفهیم اتهام حاضر شد.»

He appeared at his arraignment without a lawyer.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000