artistically

ar·tis·ti·cal·ly/ɑːrˈtɪstɪkli/
artista person who creates art-icrelating to-alpertaining to-lyin a manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): artisticposition (جایگاه): end

قید — به صورت هنری

به صورت هنریخلاقانه

به صورتی که مربوط به هنر و خلاقیت باشد.

In a way that relates to art or creativity.

«او به صورت هنری نقاشی کرد.»

She painted artistically.

«اتاق به طور هنری تزئین شده بود.»

The room was decorated artistically.

تفاوت با واژه‌های مشابه
creativelyخلاقانه

متداول. معنای مشابه ولی بیشتر بر اصالت تأکید دارد.

Common. Similar meaning but emphasizes originality more.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000