در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک ساز زهی که با فشردن میلههای آن، تمام سیمها به جز آنهایی که یک آکورد خاص را تشکیل میدهند، خفه میشوند و نواختن همراهی را آسان میکند.
A stringed musical instrument with a series of bars that, when depressed, mute all strings except those that form a particular chord, allowing for easy accompaniment.
«او یک آهنگ فولکلور را با اتوهارپ خود نواخت.»
“She played a folk tune on her autoharp.”
«اتوهارپ در موسیقی سنتی آمریکایی محبوب است.»
“The autoharp is popular in traditional American music.”
نواختن اتوهارپ.
To play an autoharp.
«او به زیبایی اتوهارپ مینوازد.»
“She autoharps beautifully.”
«او با تماشای آموزشهای آنلاین اتوهارپ نواختن را یاد گرفت.»
“He learned to autoharp by watching online tutorials.”