autonomous

au·ton·o·mous/ɔːˈtɑː.nə.məs/
auto-selfnomouslaw or rule
adjective (صفت)formal

صفت — خودمختار

خودمختارمستقل

داشتن توانایی یا حق حکومت کردن و تصمیم‌گیری به صورت مستقل.

Having the power or right to govern oneself independently.

«بعد از قانون جدید، منطقه خودمختار شد.»

The region became autonomous after the new law.

«ربات‌های خودمختار می‌توانند بدون کمک انسان کار کنند.»

Autonomous robots can operate without human help.

تفاوت با واژه‌های مشابه
independentمستقل

رایج. در زمینه سیاسی یا سازمانی اغلب قابل جایگزینی است.

Common. Often interchangeable in political or organizational contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000