autonomic

au·ton·om·ic/ˌɔːtəˈnɒmɪk/
auto-selfnomlaw, rule-icrelated to
adjective (صفت)technical

صفت — خودکار

خودکارناخودآگاه

مربوط به سیستم عصبی خودکار که عملکردهای غیرارادی بدن را کنترل می‌کند.

Relating to the autonomic nervous system that controls involuntary body functions.

«سیستم عصبی خودکار ضربان قلب و هضم را تنظیم می‌کند.»

The autonomic nervous system regulates heartbeat and digestion.

«عملکردهای خودکار بدون فکر آگاهانه رخ می‌دهند.»

Autonomic functions occur without conscious thought.

تفاوت با واژه‌های مشابه
involuntaryغیرارادی

به اعمالی گفته می‌شود که تحت کنترل آگاهانه نیست، مشابه اعمال خودکار.

Refers to actions not under conscious control, similar to autonomic functions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000