averaged

av·er·aged/ˈæv.ər.ɪd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): averagedpast participle (مفعولی): averaged-ing (حال): averaging3rd (سوم): averages

فعل — میانگین گرفتن

میانگین گرفتنمحاسبه میانگین

محاسبه شده به عنوان مقدار میانهٔ اعداد یک مجموعه.

Calculated as the mean value of a group of numbers.

«نمرات دانش‌آموز میانگین ۸۵ درصد داشت.»

The student's scores averaged 85 percent.

«دماها هفته گذشته حدود ۲۰ درجه بود.»

Temperatures averaged 20 degrees last week.

تفاوت با واژه‌های مشابه
meanمیانگین

رسمی/ریاضی. معمولاً در محاسبه اعداد با average جایگزین می‌شود.

Formal/math term. Usually interchangeable with 'average' when discussing numbers.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000