awork

a·work/əˈwɜːrk/
adverb (قید)archaictype (نوع): mannerposition (جایگاه): middle

قید — در حال کار

در حال کارعمل‌کننده

در حال کار کردن یا عمل کردن؛ واژه‌ای منسوخ

in a state of working or functioning; archaic

«دستگاه بعد از تعمیرات در حال کار است.»

The machine is awork after repairs.

«ذهنش پر از ایده‌های فعال بود.»

His mind was awork with ideas.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000