در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
در حال کار کردن یا عمل کردن؛ واژهای منسوخ
in a state of working or functioning; archaic
«دستگاه بعد از تعمیرات در حال کار است.»
“The machine is awork after repairs.”
«ذهنش پر از ایدههای فعال بود.»
“His mind was awork with ideas.”