در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تاکید قوی روی ضربهای دوم و چهارم در موسیقی با میزاننمای چهارچهارم که مشخصه سبکهای جاز، بلوز و راک اند رول است.
A strong accent on the second and fourth beats in common time (4/4 time), characteristic of jazz, blues, and rock and roll.
«ضرب برگشتی کل آهنگ را به جلو میراند.»
“The backbeat drove the whole song forward.”
«او ضرب برگشتی قدرتمند در راک اند رول قدیمی را دوست داشت.»
“He loved the powerful backbeat in old rock and roll.”
متداول. اصطلاحی کلی برای الگوی قوی، منظم و تکرار شونده حرکت یا صدا. مفهومی گستردهتر از backbeat است و نمیتواند جایگزین آن شود وقتی منظور تاکید خاص روی ضربات دوم و چهارم است. 'ریتم آهنگ جذاب بود' درست است.
Common. A general term for a strong, regular, repeated pattern of movement or sound. It is a broader concept than 'backbeat' and cannot replace it when referring to the specific accent on 2nd and 4th beats. 'The rhythm of the song was catchy' works.
ضرب ثانویه یا پنهان در یک قطعه موسیقی.
A secondary or underlying beat in a piece of music.
«ریتم فرعی نامحسوس اما برای قطعه ضروری بود.»
“The backbeat was subtle but essential to the track.”
«او یک ضرب پنهان ملایم را زیر ملودی اصلی گذاشت.»
“He layered a gentle backbeat beneath the main melody.”
ادبی/انتزاعی. به کیفیت یا حس پنهان اشاره دارد. به ندرت برای ضربات موسیقی استفاده میشود، اما میتواند به یک عنصر پنهان به معنای گستردهتر اشاره کند. 'تهمایهای از غم در صدایش بود' درست است، نه برای ضرب درام.
Literary/Abstract. Refers to an underlying quality or feeling. Rarely used for musical beats, but can refer to an underlying element in a broader sense. 'There was an undertone of sadness in her voice' works, not for a drum beat.
در موسیقی، ضرب دوم و چهارم را نواختن یا تاکید کردن.
To play or emphasize a backbeat in music.
«درامر در تمام کورس بر ضرب برگشتی تاکید میکرد.»
“The drummer backbeat the rhythm throughout the chorus.”
«او یاد گرفت چگونه یک آهنگ را به طور مؤثر با ریتم فرعی بنوازد.»
“He learned how to effectively backbeat a song.”
متداول. به چیزی تاکید یا برجستگی خاص دادن. میتواند در موسیقی به معنای تاکید بر یک ضرب استفاده شود، اما backbeat به طور خاص به ضربات دوم و چهارم اشاره دارد. 'بر ضرب قوی تاکید کن' درست است.
Common. To give particular emphasis or prominence to something. Can be used in music to mean emphasizing a beat, but 'backbeat' specifically refers to beats 2 and 4. 'Accent the downbeat' works.