backlogged

back·logged/ˈbæk.lɑːɡd/
backbehind or delayedlogrecord or list
adjective (صفت)common

صفت — انباشت شده

انباشت شدهپشت‌افتاده

داشتن انباشت یا پشتوانه‌ای از کارهای ناتمام.

Having a backlog or accumulation of unfinished work or tasks.

«دفتر با کاغذبازی‌های عقب‌افتاده پر است.»

The office is backlogged with paperwork.

«سفارش‌های عقب‌افتاده به‌زودی پردازش خواهند شد.»

Backlogged orders will be processed soon.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000