در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ابزاری برای خاراندن پشت در قسمتهایی که دست به آن نمیرسد.
A tool used to scratch one's back in areas hard to reach by hand.
«او برای کم کردن خارش از خاراندن پشت استفاده کرد.»
“He used a backscratcher to relieve the itch.”
«خاراندنهای پشت برای پشتهای خارشدار مفیدند.»
“Backscratchers are handy for itchy backs.”